X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
ای یک دله ، صد دله ، یک دله کن/مهردگران را ز دل خود یَله کن                         یک صبح به اخلاص بیابردرِما/بر نیایداگر کام تو،ازما گِله کن
سلام دوستان وبازدیدکنندگان عزیز ومحترم : ضمن تشکر از ابراز لطف تمامی سروران استدعا دارد برای پیشگیری از سوء استفاده افراد فرصت طلب از درج آدرس ایمیل وسایت ووبلاگ ویاتلفن درکامنت ها خوداری فرمایید درغیر اینصورت باعرض پوزش از تایید کامنت معذوریم )
پست الکترونیک :zekr255@Gmail.com
تلفن : 976 976 7 0915
تماس تلفنی فقط جهت استخاره واعلام آمادگی ازدواج( قبل ازاستخاره پست عوامل تضعیف دین را مطالعه فرمایید)
پیام ویژه :      
تمام حقوق این پایگاه و مطالب آن متعلق به [مفاتح الغیب]وکلیه مطالب تحت حمایت قانون کپی رایت بوده وهرگونه کپی شرعاحرام وقابل پیگرد قانونی می باشد

آقا امام رضا :اون دخترزیبا را هم ازشما می خوام

مردی بود ثروتمند واورا تنها یک پسروچند دختربود .

طبق معمول پولدارها پدراهل زحمت وتلاش وتدبیر وپسراهل بیخیالی وخرج کردن ودوست ورفیق بازی !؟

او همچنان سرمست از تمکن پدربود

خیال می کرد همیشه سایه پدروثروتش روی سرش خواهد ماند .

به نصیحت های پدرومادر وقعی نمی نهاد .

تااینکه عمرپدرش به پایان رسید ودارفانی را وداع گفت .

پسرک خام :بی رقیب وبدون هیچ نظارتی شد رئیس خانواده .

ازفردای فوت پدرش باید عهده دار مسؤلیت خطیرسرپرستی مادر وخواهرانش می شد.

ولی ازآنجا که او برای چنین روزی تربیت نپذیرفته بود .

به سرعت رفقای ناباب فرصت را غنیمت شمرده واورااحاطه کردند.

آنها هدف وشعارشون این بود که :

«تاپول داری رفیقتم                                         

                         اسیر بند کیفتم»

ولی این بیچاره فکر می کرد به خاطر خودش اطرافش می چرخند .

طولی نپایید که ثروت پدررا ازدست داد.

رفقایی که تادیروز قربون صدقه اش می شدند .

اورا تنها گذاشتند.

هرکدام به بهانه ای ازاوفرار می کردند.

آنوقت بود که باورش شد که:

«این دغل دوستان که می بینی          

                                      مگسانند گرد شیرینی»

روزها درکوچه وخیابان مورد بی توجهی وبی مهری دوستانش و شبها شرمنده وخجالت زدۀ مادر وخواهرانش قرار می گرفت .

هرروز که براین خانواده می گذشت دست تنگ تر ونیازمندتر می شدند

هرنگاه معصومانۀ مادروخواهرانش چون خنجری برقلبش بود .

ازگذشتۀ خودش نادم وپشیمان بود .

مرتب خودش را سرزنش می کرد که چرا به حرف پدرومادرم گوش ندادم ونصیحت های آنها را پشت گوش می انداختم ،ای کاش دنبال حرفه وکاری می رفتم تا امروز محتاج نباشم ،ای کاش رفقای ناباب را ازخودم دور می کردم وبجایش با چند تا آدم حسابی رفیق می شدم تا امروز به دردم می خوردند وای کاش .......

ولی دیگرخیلی دیرشده بود .

باید هرچه زودترکاری می کرد ،اخه سرنوشت خواهران ومادرش هم به سرنوشت او گره خورده بود.

به هردری می زد بسته بود .

انگاردرشهرارواح زندگی می کند .

کاملا درمانده ونا امید شده بود.

اوتصمیم گرفته بود که درست مثل یک مرد زندگی کند وبرای مادروخواهرانش پدری کند .

ولی دیگرخیلی دیرشده بود چون هیچ پولی دربساط نداشت .

ازهمه جا مونده وازهمه کس رانده شده بود هیچ کس برایش ارزشی قائل نبود .

درنهایت استیصال ودرماندگی فکری به ذهنش رسید .

مجبورشدم به هرکسی روبزنم

                        درمحضرهرغریبه زانوبزنم

                                    تحقیرشدم چون که فراموشم شد

                                               یک سربه رضا ضامن آهوبزنم

گفت دست به دامن امام رضا می شوم شاید آقا بزرگواری کند ودستم را بگیرد .

آنروز تصمیمش را گرفته بود .

رفت حمام غسل توبه وزیارت کرد ،لباس تمیز وپاکیزه ای پوشید ،وهمچنان آهویی که ازچنگال بازشکاری رسته باشد خسته ودرمانده روانه آستان ملک پاسبان رضوی شد .

 حال وهوای عجیبی داشت . 

دلش شور می زد . 

نکنه آقا دست رد به سینه ام بزند. 

اگه آقاردم کنه چه خاکی برسرم بریزم . 

منکه جایی وکسی را ندارم که بروم . 

برخلاف همیشه که خیلی حال وحوصله زیارت نداشت . 

این بارگویا قضیه فرق می کند. 

زیارتنامه معمولی حرم را برداشت خواند زیارتنامه تمام شد دید هنوز سیراب نشده است ، دوست دارد بازم زیارت کند . 

مفاتیح را برداشت زیارت امین الله را خواند السلام علیک یا امین الله فی ارضه ..... تا آخر خواند دید نه هنوزم حرص زیارت دارد . 

ازیکی ازروحانیون شیعه پرسید حاج آقا من خیلی حال زیارت دارم  بااینکه چندزیارت را خوندم ولی عطش زیارتم خاموش نشده است ،چه بخوانم . 

روحانی محترم گفت زیارت جامعۀ کبیره را جوان بخوان . 

جوان گفت زیارت جامعه دیگر چیست . 

روحانی گفت :زیارتی است درمفاتیح که هرامامی را می شود با آن زیارت کرد واززیارتهای معتبراست که امام زمان به خیلی ها که توفیق شرفیابی به محضرش را داشته اند سفارش کرده است که بخوانند. 

جوان مفاتیح الجنان را برداشت ودرفهرست آن جستجو کرد زیارت جامعۀ کبیره را پیدا کرد .(1) 

شروع به خواندن کرد :  السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلاَئِکَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ .... 

باخودش گفت عجب زیارتنامه ای ،چه مضامین عالیه ای دارد هرچه بیشترمی خواند وجلوترمی رفت لذت بیشتری می برد مخصوصا هنگامی که به ترجمۀ دعا هم نگاهی می انداخت عشق ومحبتش به اهل بیت شعله ورتر می شد صدای گریه اش بلند وبلندتر می شد ،زائرین اطرافش متوجه اوشده واورا تماشامی کردند ،ولی اوبه هیچ کس وهیچ چیزجزامام رئوفش توجهی نداشت گریه امانش نمی داد سرمایۀ ازکف داده اش را فقط ازامام رضا می خواست .

لحظاتی به اشک وآه گذشت واومبهوت امام وذریح نورانی اش بود که ناخودآگاه نگاهش به دختری زیبا اما بدحجاب که دراطراف ضریح درحال طواف بود افتاد.

دریک نگاه عاشق دخترشد .

چشمانش رابه احترام امام بست ،روکرد به امام وعرض کرد آقاجان تا حالا یک حاجت داشتم ازحالا دوتا شد .

این دخترزیبا را هم ازشما می خوام .

دومرتبه مشغول گریه وزاری شد دختر رفت واوهم دختروخانواده اش را نمی شناسد .

فقط امام را می شناسد ودست ازدامنش برنمی دارد .  

«تاکسی را به سرکوی توراهش ندهند 

                                      گریه وسوزدل وناله وآهش ندهند»

آقا جان هم سرمایه ام را می خوام وهم دختره را ؟

ازآنطرف پدردخترازبازاریان متدین و متمکن وصاحب نام مشهد است .

امام را درخواب می بیند که برو حرم زائری دارم فلان مبلغ پول می خواهد به او بده دخترت را هم به ازدواجش درآور .

التفاتی نمی کند دومرتبه خوابش می برد باز آقا به خوابش می آید .

امرمیکند که پاشو برو حاجت زائر مارا برآور.  

«درکوی ما شکسته دلی می خرند وبس

                 بازار خودفروشی وفخراز آن سوی دیگر است»

می گوید پول هرچه بفرمایید روی چشمم ولی دخترم را دیگر چرا باید به او بدهم .

امام می فرماید بخاطر اینکه با اون وضع حجاب فرستادی حرم .

مرد بازاری به دستور امام رضا (ع)دخترش را به عقد آن جوان درآوردومبلغی را هم که ازامام طلب کرده بود به او داد .  

فردای آنروز دست همسرش را گرفت وآمد محضرامام رضا علیه السلام ازامام رضا تشکرکرد ودرمحضرامام با خداعهد کردکه تازنده است ازمسیربندگی خدا خارج نشود .

آری او زندگی ازدست رفته اش را بهترازاول بازیافت وسالهاست باعزت وآبرودرجواربارگاه امام رئوف به اتفاق همسروفرزندانش زندگی می کند .

زبانحال ما :

ای که یک گوشۀ چشمت غم عالم ببرد

                             آقاجان حیف باشد که تو باشی دل ماغم ببرد

میلاد حضرتش مبارک

التماس دعا

ارادتمند :بندۀ شرمندۀ حق

 

 


پاورقی: 

(1)متن کامل وترجمه شدۀ زیارت جامعه کبیره

زیارت دوم ایضا شیخ صدوق در فقیه و عیون روایت کرده از موسى بن عبد الله نخعى که گفت عرض کردم به خدمت حضرت امام على نقى علیه السلام که یا ابن رسول الله مرا تعلیم فرما زیارتى با بلاغت که کامل باشد که هرگاه خواستم زیارت کنم یکى از شما را آن را بخوانم‏

فرمود که چون به درگاه رسیدى بایست و بگو شهادتین را یعنى بگو

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ‏

 گواهى مى‏دهم که خدایى جز خداى یکتا نیست که او را شریک و انبازى نیست و گواهى دهم که محمد (ص) که بر او و آلش درود باد بنده و فرستاده اوست

و با حال غسل باشى و چون داخل حرم شوى و قبر را ببینى بایست و سى مرتبه‏

اللَّهُ أَکْبَرُ

* * *

بگو پس اندکى راه برو به آرام دل و آرام تن و گامها را نزدیک یکدیگر گذار پس بایست و سى مرتبه‏

اللَّهُ أَکْبَرُ

* * *

بگو پس نزدیک قبر مطهر رو و چهل مرتبه‏

اللَّهُ أَکْبَرُ

* * *

بگو تا صد تکبیر تمام شود و شاید چنانکه مجلسى اول گفته وجه تکبیر این باشد که اکثر طباع مایلند به غلو مبادا از عبارات امثال این زیارت به غلو افتند یا از بزرگى حق سبحانه و تعالى غافل شوند یا غیر اینها پس بگو

السَّلاَمُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلاَئِکَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ

 سلام بر شما اى خاندان نبوت و موضع ودایع رسالت و محل نزول ملایک و هبوط انوار وحى خدا و معدن رحمت حق

وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْکَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِیَاءَ النِّعَمِ‏

 و گنجهاى علم و معرفت الهى و صاحبان منتهاى مقام حلم و اصول صفات کریمه و پیشواى امم و ممالک‏و ولى نعمتهاى روحانى

وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْیَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْکَانَ الْبِلاَدِ وَ أَبْوَابَ الْإِیمَانِ‏

 و ارکان بزرگوارى و نیکوکارى و عماد نیکویان عالم و بزرگ و قائد بندگان و ستونهاى محکم شهرهاى علم و درهاى ایمان

وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلاَلَةَ النَّبِیِّینَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِینَ وَ عِتْرَةَ خِیَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ‏

 و امین اسرار خداى رحمان و فرزندان پیغمبران و برگزیده از رسولان و عترت رسول خاتم (ص) که برگزیده خداى جهان است و بر شما باد رحمت و برکات خدا

السَّلاَمُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ مَصَابِیحِ الدُّجَى وَ أَعْلاَمِ التُّقَى وَ ذَوِی النُّهَى وَ أُولِی الْحِجَى‏

 سلام بر شما امامان و راهنمایان طریق هدایت و چراغهاى تاریکیهاى امت و پرچمداران علم و تقوى و خردمندان بزرگ و صاحبان عقل کامل

وَ کَهْفِ الْوَرَى وَ وَرَثَةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمَثَلِ الْأَعْلَى وَ الدَّعْوَةِ الْحُسْنَى‏

 و پناه خلق عالم و وارثان پیغمبران حق و مثل اعلاى الهى و صاحب دعوت به بهترین کمال و نیکوترین اعمال

وَ حُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ‏

 و حجتهاى بالغه الهى بر تمام اهل دنیا و آخرت و رحمت و برکات خدا بر شما باد

السَّلاَمُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَسَاکِنِ بَرَکَةِ اللَّهِ وَ مَعَادِنِ حِکْمَةِ اللَّهِ‏

 سلام بر شما که دلهایتان محل معرفت خداست و مسکن برکت حق و معدن حکمت الهى

وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ کِتَابِ اللَّهِ وَ أَوْصِیَاءِ نَبِیِّ اللَّهِ‏

 و حافظان سر خدایید و حامل علم کتاب خدا و اوصیاء پیغمبر خدا

وَ ذُرِّیَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ‏

 و اولاد رسول خدا که درود و رحمت و برکات الهى بر او و بر آل او باد

السَّلاَمُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلاَّءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَقِرِّینَ (وَ الْمُسْتَوْفِرِینَ) فِی أَمْرِ اللَّهِ‏

 سلام بر شما که داعیان بسوى خدا هستید و راهنمایان طریق رضا و خشنودى حضرت احدیت و ثابت قدمان در اجراى فرمان خدا

وَ التَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلِصِینَ فِی تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ الْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ‏

 و تام و کامل در عشق و محبت خدا و صاحبان مقام اخلاص در توحید حضرت حق و آشکار کنندگان امر و نهى ایزد متعال

وَ عِبَادِهِ الْمُکْرَمِینَ الَّذِینَ لاَ یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ‏

 و شمایید بندگان گرامى و مقرب الهى که هرگز بر حکم او سبقت نگرفته و کاملا مطابق فرمانش عمل مى‏کنند سلام و رحمت خدا و برکات الهى بر شما باد

السَّلاَمُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَ السَّادَةِ الْوُلاَةِ وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ

 سلام بر پیشوایان خلق که داعیان بسوى حق و رهبر و رهنماى بزرگ و والیان و حامیان دین خدایید

وَ أَهْلِ الذِّکْرِ وَ أُولِی الْأَمْرِ وَ بَقِیَّةِ اللَّهِ وَ خِیَرَتِهِ وَ حِزْبِهِ وَ عَیْبَةِ عِلْمِهِ‏

 و اهل ذکر و فرمانداران از جانب‏خدا و آیات باقى و برگزیدگان خاص ربوبى و سپاه و نیروى الهى و مخزن علم ربانى

وَ حُجَّتِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ نُورِهِ (وَ بُرْهَانِهِ) وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ‏

 و حجتهاى بالغه و طریق روشن حضرت حق و نور خدا و برهان او سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ کَمَا شَهِدَ اللَّهُ لِنَفْسِهِ وَ شَهِدَتْ لَهُ مَلاَئِکَتُهُ‏

 گواهى مى‏دهم که جز خداى یکتا خدایى نیست و او از شرک و شریک منزه است چنانکه خدا به یکتایى خود شهادت داده و فرشتگان

وَ أُولُوا الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ‏

 و دانشمندان عالم شهادت دادند که جز آن خداى یکتاى مقتدر حکیم خدایى نیست

وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ وَ رَسُولُهُ الْمُرْتَضَى‏

 و نیز شهادت مى‏دهم که محمد (ص) بنده خاص برگزیده و رسول پسندیده اوست

أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‏

 که براى هدایت خلق و به دین و آیین ثابت حق فرستاد تا آنکه دین پاکش را مسلط و غالب بر تمام ادیان گرداند هر چند مشرکان ناپاک را آیین توحید ناگوار باشد

وَ أَشْهَدُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِیُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُکَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ‏

 و شهادت میدهم که محققا شما پیشوایان و امامان راهنما و راه‏دان و داراى عصمت و نزد خدا گرامى و مقرب هستید و اهل تقوى و صدق و حقیقت

الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِیعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ الْفَائِزُونَ بِکَرَامَتِهِ‏

 و برگزیدگان و مطیعان خدا و نگهبانان فرمان او و کارکنان به اراده او فیروزمند به کرامت و لطف او هستید

اصْطَفَاکُمْ بِعِلْمِهِ وَ ارْتَضَاکُمْ لِغَیْبِهِ وَ اخْتَارَکُمْ لِسِرِّهِ‏

 خدا شما را به علم ازلى براى کشف عالم غیب خود برگزید و بر حفظ اسرار غیبى خویش انتخاب کرد

وَ اجْتَبَاکُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ أَعَزَّکُمْ بِهُدَاهُ وَ خَصَّکُمْ بِبُرْهَانِهِ وَ انْتَجَبَکُمْ لِنُورِهِ (بِنُورِهِ) وَ أَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ‏

 و به توانائى و قدرت کامله مخصوص گردانید و به هدایت خود عزت بخشید و به برهان و اشراق نور خود تخصیص داد و به روح کلى الهى مؤید فرمود

وَ رَضِیَکُمْ خُلَفَاءَ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَجاً عَلَى بَرِیَّتِهِ وَ أَنْصَاراً لِدِینِهِ‏

 و شما را به خلافت الهیه در زمین پسندیده و حجت و یاوران دین حق

وَ حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِکْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْیِهِ وَ أَرْکَاناً لِتَوْحِیدِهِ‏

 و حافظان سر و گنج علم لدنى و محل ودایع حکمت و مفسران وحى و ارکان علم توحید خود مقرر فرمود

وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَعْلاَماً لِعِبَادِهِ وَ مَنَاراً فِی بِلاَدِهِ وَ أَدِلاَّءَ عَلَى صِرَاطِهِ‏

 و گواه خلق و نماینده خود براى بندگان و علامت روشن در بلاد عالم و راهنمایان صراط مستقیم خود گردانید

عَصَمَکُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَکُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَکُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَکُمْ تَطْهِیراً

 و شما خانواده را معصوم از لغزش و ایمن از فتنه - و پاک و منزه از هر خلق ناشایسته گردانید و از شما به کلى رجس و ناپاکى را زایل فرمود و پاک و پاکیزه گردانید

فَعَظَّمْتُمْ جَلاَلَهُ وَ أَکْبَرْتُمْ شَأْنَهُ وَ مَجَّدْتُمْ کَرَمَهُ وَ أَدَمْتُمْ (أَدْمَنْتُمْ) ذِکْرَهُ وَ وَکَّدْتُمْ (ذَکَّرْتُمْ) مِیثَاقَهُ‏

 تا آنکه شما جلال خدا را به عظمت یاد کردید و شأن او را به کبریایى و لطف و کرمش را به مجد و بزرگى ستودید و ذکر خدا را بر دوام و عهد و میثاقش را برقرار داشتید

وَ أَحْکَمْتُمْ عَقْدَ طَاعَتِهِ وَ نَصَحْتُمْ لَهُ فِی السِّرِّ وَ الْعَلاَنِیَةِ وَ دَعَوْتُمْ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ

 و پیمان طاعتش را محکم نمودید و پنهان و آشکارا خلق را نصیحت کردید و به راه حق با برهان و حکمت و پند و موعظه نیکو دعوت کردید

وَ بَذَلْتُمْ أَنْفُسَکُمْ فِی مَرْضَاتِهِ وَ صَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَکُمْ فِی جَنْبِهِ (حُبِّهِ) وَ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکَاةَ

 و در راه رضاى او از جان گذشتید و بر هر مصایبى که از امت به شما رسید براى خدا صبر کردید نماز را بپا داشتید و زکوة را ادا نمودید

وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ جَاهَدْتُمْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ‏

 و امر به معروف و نهى از منکر فرمودید و حق جهاد را در دین خدا بجا آوردید

حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ وَ بَیَّنْتُمْ فَرَائِضَهُ وَ أَقَمْتُمْ حُدُودَهُ وَ نَشَرْتُمْ (وَ فَسَّرْتُمْ) شَرَائِعَ أَحْکَامِهِ‏

 تا آنکه دعوت دین را آشکار ساخته و فرایض و احکامش را مبین و حدود را مقرر و شرایع و احکام

وَ سَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ وَ صِرْتُمْ فِی ذَلِکَ مِنْهُ إِلَى الرِّضَا وَ سَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضَاءَ وَ صَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضَى‏

 و سنن آسمانى را استوار گردانیدید تا آنکه در اقامه دین خدا را از خود خوشنود ساختید و تسلیم قضا شده و هر حکمى از رسولان الهى درگذشت همه را تصدیق کردید

فَالرَّاغِبُ عَنْکُمْ مَارِقٌ وَ اللاَّزِمُ لَکُمْ لاَحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِی حَقِّکُمْ زَاهِقٌ‏

 پس هر کس از طریق شما برگشت از دین خدا خارج شده و هر کس ملازم امر شما بود ملحق گشت و هر کس در حق شما مقصر شد محو و باطل گردید

وَ الْحَقُّ مَعَکُمْ وَ فِیکُمْ وَ مِنْکُمْ وَ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ وَ مِیرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَکُمْ‏

 و حق با شما و در خاندان شما و مبدأش از شما و مرجعش بسوى شماست و اهل حق و معدن حق و حقیقت شمایید و میراث نبوت نزد شما است

وَ إِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَیْکُمْ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَکُمْ‏

 و بازگشت خلق بسوى شما و حساب خلایق بر شما است و فیصل حق از باطل نزد شما خواهد شد

وَ آیَاتُ اللَّهِ لَدَیْکُمْ وَ عَزَائِمُهُ فِیکُمْ وَ نُورُهُ وَ بُرْهَانُهُ عِنْدَکُمْ وَ أَمْرُهُ إِلَیْکُمْ‏

 و آیات عظمت الهى نزد شما و عزایم اسرار نبوت در خاندان شما و نور خدا و برهان او نزد شما و امر خداى تعالى مربوط به امر شما است

مَنْ وَالاَکُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاکُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ‏

 هر که شما را مولاى خود شناخت خدا را مولاى خویش دانسته و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته و هر که شما را دوست داشت‏خدا را دوست داشته

(وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ) وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ‏

 و کسى که با شما کینه و خشم ورزید با خدا خشم و کینه ورزیده و هر که چنگ به دامان شما زد به ذیل عنایت خدا چنگ زده است

أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ (السَّبِیلُ الْأَعْظَمُ) وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ

 شمایید راه راست خدا و گواهان دار دنیا و شفیعان عالم قیامت شمایید

وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ وَ الْآیَةُ الْمَخْزُونَةُ وَ الْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ‏

 رحمت سرمد و آیت و نشان مستور در گنجینه و امانت و ودیعه لوح محفوظ الهى و درگاه امتحان خلق

مَنْ أَتَاکُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یَأْتِکُمْ هَلَکَ إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَ عَلَیْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ‏

 هر کس رو بسوى شما آمد نجات ابد یافت و آنکه از این درگاه دور شد بهلاکت رسید شما خلق را بخدا مى‏خوانید و بر طریق او دلالت مى‏کنید و بخدا ایمان دارید

وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِیلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْکُمُونَ‏

 و تسلیم او و مطیع فرمان اویید و به راه خدا خلق را هدایت کرده و به کلام او حکم مى‏کنید

سَعِدَ مَنْ وَالاَکُمْ وَ هَلَکَ مَنْ عَادَاکُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَکُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَکُمْ‏

 هر که به ولایت شما گروید به سعادت رسید و آنکه با شما دشمنى کند هلاک شود و هر که منکر شما است نومید است و هر که از شما جدا است گمراه است

وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّکَ بِکُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَیْکُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَکُمْ وَ هُدِیَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ‏

 و هر که به شما تمسک جست فیروز گردید و هر که بشما پناه آورد ایمن گردید و هر که مقام شما را تصدیق کرد سلامت یافت و هر که بدامان طاعت شما دست زد هدایت یافت

مَنِ اتَّبَعَکُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَکُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ‏

 و هر که شما را پیروى کرد در بهشت ابد منزل یافت و هر که براه خلاف شما شتافت بآتش دوزخ مسکن کرد

وَ مَنْ جَحَدَکُمْ کَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَکُمْ مُشْرِکٌ وَ مَنْ رَدَّ عَلَیْکُمْ فِی أَسْفَلِ دَرْکٍ مِنَ الْجَحِیمِ‏

 و هر که منکر شما گردید کافر است و هر که با شما بجنگ برخاست مشرک است و هر که رد حکم شما کرد در پست‏ترین درکات جهنم است

أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا سَابِقٌ لَکُمْ فِیمَا مَضَى وَ جَارٍ لَکُمْ فِیمَا بَقِیَ‏

 گواهى مى‏دهم که این مقام براى شما همیشه در سابق و لاحق زمان بوده و خواهد بود

وَ أَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ‏

 و نیز گواهى مى‏دهم بر اینکه ارواح عالیه شما و نورانیت و طینت پاک شما ائمه طاهرین یکى است و آن ذوات طیب و طاهر عین یکدیگرند

خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّى مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ‏

 خدا شما را آفرید و محیط به عرش خود گردانید تا این زمان که به نعمت وجود شما بر ما منت گذاشت

فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏

 پس شما را در خاندانهایى قرار داد که امر به رفعتش فرمود و به ذکر نام خدا در آن خاندانها فرمان داد

وَ جَعَلَ صَلاَتَنَا (صَلَوَاتِنَا) عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلاَیَتِکُمْ طِیباً لِخَلْقِنَا (لِخُلُقِنَا) وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا

 و درود و صلوات ما رابر شما حکم گردانید و آنچه را که مخصوص ما کرد از نعمت ولایت شما براى نیکویى فطرت و خلقت ما و پاکى نفوس ما بود

وَ تَزْکِیَةً (بَرَکَةً) لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا فَکُنَّا عِنْدَهُ مُسَلِّمِینَ بِفَضْلِکُمْ وَ مَعْرُوفِینَ بِتَصْدِیقِنَا إِیَّاکُمْ‏

 و براى تزکیه و پاکیزگى ما و کفاره گناهان ما پس ما نزد خدا به فضیلت و برترى شما بر خلق از این پیش معترف و تسلیم و به تصدیق مقام شما معروف بودیم

فَبَلَغَ اللَّهُ بِکُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِینَ‏

 که خداى شما را به اشرف مقام اهل کرامت و عالیترین منزلت مقربان و رفیعترین درجات پیغمبران خود نایل گرداند

حَیْثُ لاَ یَلْحَقُهُ لاَحِقٌ وَ لاَ یَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لاَ یَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لاَ یَطْمَعُ فِی إِدْرَاکِهِ طَامِعٌ‏

 همان بلند مقامى که از سابقین و لاحقین کسى بدان نخواهد رسید و فوق آن مرتبه احدى راه نیابد و ابدا پیشروى بدان پیش نرود و ابدا طمع نیل به آن مقام را هم کسى نکند

حَتَّى لاَ یَبْقَى مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ صِدِّیقٌ وَ لاَ شَهِیدٌ

 تا آنجا که هیچ ملک مقرب و نبى مرسل و هیچ صدیق و شهید

وَ لاَ عَالِمٌ وَ لاَ جَاهِلٌ وَ لاَ دَنِیٌّ وَ لاَ فَاضِلٌ وَ لاَ مُؤْمِنٌ صَالِحٌ وَ لاَ فَاجِرٌ طَالِحٌ‏

 و عالم و جاهل و پست و بلند و مؤمن صالح و فاجر طالح

وَ لاَ جَبَّارٌ عَنِیدٌ وَ لاَ شَیْطَانٌ مَرِیدٌ وَ لاَ خَلْقٌ فِیمَا بَیْنَ ذَلِکَ شَهِیدٌ

 و جبار سرکشى و هیچ دیو گمراه و خلقى بین آنها نیست

إِلاَّ عَرَّفَهُمْ جَلاَلَةَ أَمْرِکُمْ وَ عِظَمَ خَطَرِکُمْ وَ کِبَرَ شَأْنِکُمْ وَ تَمَامَ نُورِکُمْ وَ صِدْقَ مَقَاعِدِکُمْ وَ ثَبَاتَ مَقَامِکُمْ‏

 جز آنکه خدا همه آنها را به جلالت قدر و عظمت شأن و بزرگوارى و مقام رفیع شما شناسا گردانید و نور تام تمام و منزلتهاى نیکو و ثابت بودن مقام

وَ شَرَفَ مَحَلِّکُمْ وَ مَنْزِلَتِکُمْ عِنْدَهُ وَ کَرَامَتَکُمْ عَلَیْهِ وَ خَاصَّتَکُمْ لَدَیْهِ وَ قُرْبَ مَنْزِلَتِکُمْ مِنْهُ‏

 و شرافت رتبه و منزلت نزد خدا و کرامت مجد شما نزد حق و اختصاص و تقرب شما به حضرت احدیت و عزت و کرامت شما نزد حق همه را بر تمام روشن ساخت

بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ أُسْرَتِی أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ بِهِ‏

 پدر و مادرم و اهل و مال و خویشانم به فداى شما باد خداى متعال را گواه مى‏گیرم و شما را نیز که من به ولایت الهیه شما و بهرچه شما ایمان دارید من هم ایمان دارم

کَافِرٌ بِعَدُوِّکُمْ وَ بِمَا کَفَرْتُمْ بِهِ مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِکُمْ وَ بِضَلاَلَةِ مَنْ خَالَفَکُمْ‏

 و بدشمنان شما و بهرچه شما کافر بآن و منکر هستید من هم کافر و منکر آن هستم و من بجلالت شأن شما و بگمراهى مخالفان شما بصیر و معتقدم

مُوَالٍ لَکُمْ وَ لِأَوْلِیَائِکُمْ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِکُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ‏

 شما و دوستداران شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن داشته و با آنها عداوت مى‏کنم هر که تسلیم امر شما است با او تسلیم‏و با هر کس که با شما بجنگد جنگ خواهم کرد

مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ مُطِیعٌ لَکُمْ عَارِفٌ بِحَقِّکُمْ‏

 هر چه را شما حق دانید حق مى‏دانم و آنچه را باطل گردانید ابطال مى‏کنم من فرمانبردار شمایم و عارف به حق شما

مُقِرٌّ بِفَضْلِکُمْ مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُمْ مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِکُمْ مُعْتَرِفٌ بِکُمْ مُؤْمِنٌ بِإِیَابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ‏

 و اقرار به فضیلت و برترى شما دارم و متحمل و معتقد به مقام علم و دانش شما و متلبس به عهد ولایت شما و معترف به حقانیت شما هستم و تصدیق و ایمان به رجعت و بازگشت شما دارم

مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ آخِذٌ بِقَوْلِکُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِکُمْ مُسْتَجِیرٌ بِکُمْ‏

 و منتظر امر و فرمان شما و چشم به راه دولت حقه شما هستم و سخن شما را اخد کرده و امر شما را کار مى‏بندم و به درگاه شما پناه آورده

زَائِرٌ لَکُمْ لاَئِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِکُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِکُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِکُمْ إِلَیْهِ‏

 و به زیارت شما شتافته و به قبور و مرقد مطهر شما پناه آورده و بدان توسل به حق مى‏جویم و شما را شفیع خود به درگاه خدا مى‏گردانم و بواسطه شما به خدا تقرب مى‏جویم

وَ مُقَدِّمُکُمْ أَمَامَ طَلِبَتِی وَ حَوَائِجِی وَ إِرَادَتِی فِی کُلِّ أَحْوَالِی وَ أُمُورِی‏

 و در تمام احوال و جمیع امور حوایج و درخواستى که از خدا دارم شما را مقدم داشته و بواسطه شما از خداى خود هر حاجت و مراد مى‏طلبم

مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلاَنِیَتِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْ وَ مُفَوِّضٌ فِی ذَلِکَ کُلِّهِ إِلَیْکُمْ‏

 من به ظاهر و باطن شما و به حاضر و غایب و اول و آخر شما ایمان دارم و در تمام امور مذکور تفویض

وَ مُسَلِّمٌ فِیهِ مَعَکُمْ وَ قَلْبِی لَکُمْ مُسَلِّمٌ وَ رَأْیِی لَکُمْ تَبَعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ

 و تسلیم فرمان شمایم و قلبم تسلیم شما و رأیم تابع رأى شما و نصرتم بتمام قواى اختیارى مهیاى نصرت شماست همیشه

حَتَّى یُحْیِیَ اللَّهُ تَعَالَى دِینَهُ بِکُمْ وَ یَرُدَّکُمْ فِی أَیَّامِهِ وَ یُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ وَ یُمَکِّنَکُمْ فِی أَرْضِهِ‏

 تا روزگارى که خدایتعالى دین خود را بولایت و حکومت شما زنده گرداند و در آن ایام ربوبى شما را بعالم باز گرداند و بشما براى اجراى عدل الهى تمکین و اقتدار در همه روى زمین بخشد

فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لاَ مَعَ غَیْرِکُمْ (عَدُوِّکُمْ) آمَنْتُ بِکُمْ وَ تَوَلَّیْتُ آخِرَکُمْ بِمَا تَوَلَّیْتُ بِهِ أَوَّلَکُمْ‏

 پس من همه هنگام با شما بوده و خواهم بود نه با دشمنان شما به شما ایمان دارم و به آن دلیل که اول شما را دوست مى‏دارم به همان دلیل آخر شما را دوست مى‏دارم

وَ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ الشَّیَاطِینِ‏

 و بسوى خدا عز و جل از دشمنان شما برائت مى‏جویم و از بت جبت و طاغوت و شیاطین

وَ حِزْبِهِمُ الظَّالِمِینَ لَکُمْ (وَ) الْجَاحِدِینَ لِحَقِّکُمْ وَ الْمَارِقِینَ مِنْ وِلاَیَتِکُمْ وَ الْغَاصِبِینَ لِإِرْثِکُمْ (وَ) الشَّاکِّینَ فِیکُمْ (وَ) الْمُنْحَرِفِینَ عَنْکُمْ‏

 و حزب آنها که به شما ظلم کرده و حق شما را انکار کردند و کسانى که سرکشى از عهد ولایت شما کردند و ارث شما را غصب کردند و در مقام شما شک و ریب داشته و منحرف‏از طریقه شما گردیدند از همه بیزارم

وَ مِنْ کُلِّ وَلِیجَةٍ دُونَکُمْ وَ کُلِّ مُطَاعٍ سِوَاکُمْ وَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِینَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ

 و از هر وسیله و پیشوایى غیر شما و از پیشوایانى که خلق را به آتش دوزخ مى‏خوانند از آنان تمام نیز بیزارى مى‏جویم

فَثَبَّتَنِیَ اللَّهُ أَبَداً مَا حَیِیتُ عَلَى مُوَالاَتِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ وَ دِینِکُمْ وَ وَفَّقَنِی لِطَاعَتِکُمْ وَ رَزَقَنِی شَفَاعَتَکُمْ‏

 پس خدا مادامى که زنده‏ام مرا در ولایت و دوستى و دین و آیین شما ثابت بدارد و مرا موفق به طاعت شما و بهره‏مند از شفاعت شما گرداند

وَ جَعَلَنِی مِنْ خِیَارِ مَوَالِیکُمْ التَّابِعِینَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَیْهِ وَ جَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَکُمْ‏

 و از خوبان دوستداران شما که به هر چه دعوت کردید پیروى کردند قرار دهد و از آنان که در پى آثار شما رفتند

وَ یَسْلُکُ سَبِیلَکُمْ وَ یَهْتَدِی بِهُدَاکُمْ وَ یُحْشَرُ فِی زُمْرَتِکُمْ وَ یَکِرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ‏

 و سالک طریق شما بودند و به رهبرى شما هدایت یافتند و به قیامت در زمره شما محشور شدند و در رجعت شما به جهان بازگشتند

وَ یُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ وَ یُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ وَ یُمَکَّنُ فِی أَیَّامِکُمْ‏

 و در دولت و سلطنت شما به حکومت و ملک رسیدند و به شرف عافیت بواسطه شما رسیدند و در ایام پادشاهى شما تمکن و اقتدار یافتند

وَ تَقَرُّ عَیْنُهُ غَداً بِرُؤْیَتِکُمْ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی‏

 و فرداى قیامت چشمشان روشن به جمال شما گردید خدا مرا از آنها مقرر فرماید پدر و مادرم و جان و اهل و مالم به فداى شما باد

مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ‏

 هر کس که اراده خدا شناسى و اشتیاق بخدا در دل یافت به پیروى شما یافت و هر کس خدا را به یگانگى شناخت به تعلیم شما پذیرفت

وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُمْ مَوَالِیَّ لاَ أُحْصِی ثَنَاءَکُمْ وَ لاَ أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ‏

 و هر کس خدا طلب گردید به توجه به شما گردید اى پیشوایان من صفات کمالیه شما آنقدر است که ثناى شما را شمار نتوانم کرد و به کنه مدح و توصیف قدر و منزلت شما نتوانم رسید

وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ‏

 و شمایید نور قلب خوبان و هدایت کنندگان نکوکاران و حجتهاى خداى مقتدر جبار خدا بشما افتتاح عالم ایجاد کرد

وَ بِکُمْ یَخْتِمُ (اللَّهُ) وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ‏

 و به شما نیز ختم کتاب آفرینش فرمود و بواسطه شما خدا بر ما باران رحمت نازل کرد و بواسطه شما آسمان را بپاداشت تا بر زمین جز به امرش فرو نیاید

وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلاَئِکَتُهُ وَ إِلَى جَدِّکُمْ‏

 و بواسطه شما غم و اندوه و رنجها از دلها برطرف مى‏گردد و اسرار نازل بر پیغمبران و نزول فرشتگان نزد شما بر جد بزرگوار شما

و اگر زیارت امیر المؤمنین علیه السلام باشد بجاى و إلى جدکم بگو وَ إِلَى أَخِیکَ‏

بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِینُ آتَاکُمُ اللَّهُ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِینَ طَأْطَأَ کُلُّ شَرِیفٍ لِشَرَفِکُمْ وَ بَخَعَ کُلُّ مُتَکَبِّرٍ لِطَاعَتِکُمْ‏

  (بر برادرت) روح الأمین نازل‏گردید خدا به شما مقامى عطا کرد که به احدى از اهل عالم عطا نکرد و هر شخص با شرافتى پیش شرف مقام شما سر فرود آورد و هر سرکش متکبرى به اطاعت شما سر نهاد

وَ خَضَعَ کُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِکُمْ وَ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لَکُمْ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِکُمْ وَ فَازَ الْفَائِزُونَ بِوِلاَیَتِکُمْ‏

 و هر جبار گردن فرازى در مقابل فضل و کمال شما خاضع و همه چیز پیش شما فروتن گشت و زمین به نور شما روشن گردید و رستگاران عالم به ولایت و محبت شما رستگار شدند

بِکُمْ یُسْلَکُ إِلَى الرِّضْوَانِ وَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وِلاَیَتَکُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ‏

 پیروى شما سلوک راه بهشت و رضوان و انکار ولایت شما خشم و غضب خداى رحمان است

بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ

 پدر و مادر و جان و اهل و مالم همه فداى شما باد در حلقه ذاکران عالم از سموات و ارض همه جا ذکر خیر شماست نامهاى شما در میان نامها

وَ أَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُکُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَ آثَارُکُمْ فِی الْآثَارِ وَ قُبُورُکُمْ فِی الْقُبُورِ

 و جسد پاک شما در میان اجساد و روح بزرگ شما در میان ارواح و نفوس قدسى شما در میان نفوس و آثار وجودى شما در میان آثار و قبور مطهر شما در میان قبرها

فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَکُمْ (وَ أَصْدَقَ وَعْدَکُمْ)

 پس چقدر نامهاى شما شیرین و نفوس شما با کرامت شأن و مقامتان بزرگ و قدر و منزلت شما با جلال و عهد شما با وفاترین عهد و وعد و پیمان شما راست و با حقیقت

کَلاَمُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ‏

 سخن شما نوربخش دلها و امر و فرمان شما هدایت و ارشاد خلق کار شما نیکو و عادت شما نیکى و احسان فطرت شما کرم و بخشش

وَ شَأْنُکُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ وَ قَوْلُکُمْ حُکْمٌ وَ حَتْمٌ وَ رَأْیُکُمْ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ وَ حَزْمٌ‏

 و شأن ذاتى شما حق و صدق و مرافقت و شفقت قول و دستور شما حکم حتمى لازم الإجراء راى و اندیشه شما علم و دانش و بردبارى و مآل اندیشى است

إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی‏

 اگر ذکر از خیر و نیکویى شود اول مقام نیکى را دارایید و اصل و فرع و معدن و محل و مبدء و منتهاى هر خیر و نیکویى شمایید پدر و مادر و جانم نثار شما باد

کَیْفَ أَصِفُ حُسْنَ ثَنَائِکُمْ وَ أُحْصِی جَمِیلَ بَلاَئِکُمْ‏

 چگونه مدح و ثناى شما را توان وصف کرد و شئونات رفیع و جمیلتان را توان به شمار آورد

وَ بِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْکُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَکَاتِ وَ مِنَ النَّارِ

 در صورتى که بواسطه شما خدا ما را از ذلت نجات داد و غم و اندوههاى شدید ما را برطرف ساخت‏و از وادى مهالک عالم و آتش دوزخ رهانید

بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی بِمُوَالاَتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا کَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا

 پدر و مادر و جانم فداى شما بواسطه ولایت و پیشوایى شما خدا معالم و حقایق دین را به ما آموخت و هر آنچه از امور دنیاى ما فاسد و پریشان بود اصلاح فرمود

وَ بِمُوَالاَتِکُمْ تَمَّتِ الْکَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاَتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ

 و بواسطه ولایت و پیشوایى شما کلمه به حد کمال رسید و نعمت بزرگ دین بخلق عطا گردید و پراکندگى امت بالفت و اتحاد مبدل گشت و بولایت و دوستى شما طاعت فریضه خلق پذیرفته میشود

وَ لَکُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِیعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ

 و خدا دوستى شما را بر خلق واجب کرد و به شما درجات رفیع و مقام محمود

وَ الْمَکَانُ (وَ الْمَقَامُ) الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِیمُ وَ الشَّأْنُ الْکَبِیرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ

 و منزلت عالى معلوم نزد خداى عز و جل و جاه و عزت بزرگ و شأن عظیم و مقام شفاعت مقبول اعطا گردید

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ‏

 پروردگارا ما به آنچه نازل فرمودى ایمان آوردیم و رسول تو را پیروى کردیم پس تو ما را از گواهان ثبت فرما

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ‏

 پروردگارا دلهاى ما را که به حق هدایت فرمودى دیگر به باطل مایل نگردان و به ما از لطف ازلى خود رحمتى کامل عطا فرما که همانا تویى عطا بخش بسیار بى‏عوض و منت

سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً

 منزهى پروردگارا محققا وعده پروردگار ما انجام خواهد یافت

یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَّ بَیْنِی وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لاَ یَأْتِی عَلَیْهَا إِلاَّ رِضَاکُمْ‏

 اى ولى خدا همانا بین من و خداى عز و جل گناهانى هست که جز رضا و شفاعت شما آن گناهان را محو نخواهد ساخت

فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاکُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ وَ قَرَنَ طَاعَتَکُمْ بِطَاعَتِهِ‏

 پس قسم به حق آنکس که بر سر خود شما را امین گردانید و سرپرست امور بندگان خود قرار داد و اطاعت شما را به طاعت خود مقرون ساخت

لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِی وَ کُنْتُمْ شُفَعَائِی فَإِنِّی لَکُمْ مُطِیعٌ مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ‏

 که شما از خدا بر من بخشش و آمرزش طلبید و شفیع من باشید که من مطیع فرمان شمایم و هر کس شما را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده

وَ مَنْ عَصَاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ‏

 و کسى که شما را نافرمانى کند معصیت خدا را کرده و کسى که شما را دوست دارد خدا را دوست داشته و کسى که با شما خشم و دشمنى دارد با خدا دشمنى داشته

اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی‏

 پروردگارا من اگر شفیعانى به تو نزدیکتر از محمد (ص) و آل محمد (ع) که همه‏اخیار و پیشوایان نیکوکار هستند مى‏یافتم آنها را به درگاه تو شفیع قرار مى‏دادم

فَبِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَیْکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِی جُمْلَةِ الْعَارِفِینَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ‏

 پس تو را قسم به حق آنها که آن را تو بر خود لازم گردانیدى از تو درخواست مى‏کنم که مرا داخل در جمله عارفان به مقام آنها و به حق آنها کرده

وَ فِی زُمْرَةِ الْمَرْحُومِینَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّکَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ‏

 و در زمره رحمت شدگان به شفاعتشان قرار دهى که تویى اى خدا مهربانترین مهربانان عالم

وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ (تَسْلِیماً) کَثِیراً وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ‏

 و درود خدا بر محمد (ص) و آل طاهرینش و سلام و تحیت بسیار باد و ما را خدا کفایت است و نیکو وکیل و نگهبانى است.

مؤلف گوید که این زیارت را شیخ نیز در تهذیب نقل کرده و بعد از این دعاى وداعى نقل کرده‏اند که ما بملاحظه اختصار آن را ذکر ننمودیم و این زیارت چنانکه علامه مجلسى فرموده بهترین زیارت جامعه است از جهت متن و سند و فصاحت و بلاغت و والد ماجدش در شرح فقیه فرموده که این زیارت احسن و اکمل زیارات است و من تا در عتبات عالیات بودم زیارت نکردم ائمه علیهم السلام را مگر به این زیارت‏